أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
520
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
وى دريافت كه سودى از اين نبرد براى وى به دست نخواهد آمد ، به ويژه كه باديهنشيان هم به طمع طلاهايى كه رقيب او در سپاه مهاجم توزيع مىكرد از اطرافش پراكنده شدند . بنابراين پس از آن كه خانهاش را در مكه به شريف حامد بن حسين برادر رقيبش واگذاشت ، خود از طريق معابده ، مكه را به سمت طائف ترك كرد . اين پس از آن بود كه وى تنها پنجاه روز امارت كرده بود . سپاه مهاجم در روز جمعه هجدهم ربيع الاول همان سال ، وارد مكه شد و نيروهاى آن در گوشه و كنار مكه پراكنده شدند . عبداللَّه بن حسين هم به دارالسعاده آمد و امارت او اعلام شد و شاعران و تهنيتگويان به خواندن آيات تبريك مشغول گشتند . سپاه مهاجم در مكه به فساد پرداخت و كسى از آزار آنان در امان نماند ، چنان كه بازار هم از جور و ستم و غارت آنان مصيبت فراوان ديد . فرمانده سپاه ، مفتى مكه را زندانى كرد و تا وقتى كه بيست هزار ريال از وى نگرفت ، آزادش نكرد . همچنين اموال زيادى از تجار گرفت و خانهء شريف مساعد را كه در منطقهء اجياد بود ، غارت كرده ، بسيارى از آل زيد را كه در مكه بودند آواره كرد . « 1 » همچنين دارالسعاده ، محل استقرار آل زيد آتش گرفت . اين كار به فرمانده نيروهاى مهاجم منسوب شد ، اما نويسندهء خلاصة الكلام « 2 » آن را نفى كرده و گويد : اين مطلب ثابت نيست . بدين ترتيب ، امارت شريف عبداللَّه بن حسين مستقر شد و چيزى كه نشانهء ستمگرى وى باشد ، از وى بروز نكرد . نوشتهاند كه اموال زيادى از سوى مسؤول بيت المال از ماتَرَك احمد بن على طبيله كه درگذشت و از شخصيتهاى جده بود و اموال و زمينها و كشتىهاى زيادى داشت براى شريف عبداللَّه گرفته آوردند و به او گفتند : اين سهم بيت المال از ماترك شخص متوفاست . اما شريف ، پول را رد كرده ، آورنده را هم سخت مورد انتقاد قرار داد و اين آيت قرآنى را تلاوت كرد كه : إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ
--> ( 1 ) . إفادة الأنام ، خطى . ( 2 ) . خلاصة الكلام ، ص 305 .